پیشگیری دانش‌محور از فشارهای بزه‌کارانه در میان دانش‌آموزان و والدین

نویسندگان

چکیده

چکیده
شیوع و ارتکاب رفتارهای آسیبزا و بزه‌کارانه از سوی برخی دانشآموزان، زنگ خطر را از مدتها پیش به صدا در آورده بود به گونهای که وزارت آموزش و پرورش، دفتری تحت عنوان «پیشگیری از آسیبهای اجتماعی» تأسیس کرد تا با آموزشِ دانشآموزان و آگاهسازی و ارتقای مهارتهای زندگی در آنان، به امر پیشگیری اقدام نماید. مهم‌ترین مسئله‌ در این پژوهش این است، آیا دانشآموزان و پدر و مادرها از رفتارهای بزهکارانه و پر خطر اطلاع دارند؟ در این پژوهش از روش اسنادی و پیمایشی استفاده شده است و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش‌نامه است و از دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. جامعه‌ی آماری این پژوهش، همه‌‌ی پدر و مادرها و دانش‌آموزان دورهی راهنمایی استان البرز است.
درباره‌ی میزان آگاهی دانشآموزان و پدر و مادرها نسبت به انواع رفتارهای بزه‌کارانه و پُرخطر، هر فرد دانش‌آموز میانگین به 2/12 درصد رفتارهای بزهکارانه و پرخطر آگاهی دارند و پدران و مادران نیز به طور متوسط به 5/13درصد رفتارهای پرخطر اشاره کرده‌اند. بیشترین میزان رفتارهای بزهکارانه و پرخطر از نظر دانشآموزان شامل سوء مصرف مواد، ارتباط با جنس مخالف (رابطه‌ی نامشروع)، استعمال دخانیات، رفتارهای خشونتآمیز، خالکوبی بدن، سوراخ‌کردن گوش یا قسمتی از بدن و فرار از مدرسه است. با توجه به نتیجه‌ها مشخص میگردد، در صورتی که متغیرهای مربوط به کنترل و پیشگیری رفتار بیشتر باشد، فرد بر محرکهای رفتار مسئلهآفرین چیره میشود و قادر به مهار و حفظ خود در مقابل فشار گروه و تمایلات درونی میشود. اما در صورتی که عوامل محرک، قویتر باشند فرد به سمت ارتکاب رفتارهای بزهکارانه و پرخطر کشیده می‌شود.

کلیدواژه‌ها