جرم به مثابه واکنش به شرایط

نویسندگان

چکیده

جرم و گونه‌های متفاوت آن با تقلیل امنیت اجتماعی، فرسایش سرمایه اجتماعی و همچنین با تحمیل هزینه‌های پیشگیری، کنترل و بازپروری و جبران خسارات ناشی از آن، می‌تواند به‌عنوان یکی از موانع عمده توسعه و برهم‌زننده امنیت اجتماعی عمل می‌کند. در مطالعه حاضر، با اتخاذ رویکرد کیفی و استفاده از نظریه زمینه‌ای، به مطالعه علل ارتکاب جرم از نظر مجرمان و تجربه زیستی آن‌ها پرداخته شده است. به‌منظور گردآوری اطلاعات با 36 نفر از مجرمان زندان دره‌شهر مصاحبه شده است. یافته‌های تحقیق در 26 مفهوم اولیه در کدگذاری باز دسته‌بندی شده، سپس از طریق کدگذاری محوری در 9 مقوله محوری- متعین‌های ساختاری، کاهش تعلق به خانواده، آنومی خانواده، کاهش همبستگی، کاهش کنترل اجتماعی، رفتار‌های پرخطر، پیوند انحرافی، برچسب و احساس فشار- و مقوله هسته ای «واکنش به شرایط» دسته بندی شدند. می‌توان چنین استدلال کرد که متعین‌های ساختاری، ازجمله فقر و بیکاری با تخریب بافت عاطفی خانواده، منجر به وضعیت آنومیک خانواده شده و بستر را برای سوق‌دادن جوانان به‌سمت گروه‌های همسال فراهم می‌کند. این شرایط فرصت را برای ارتکاب رفتار‌های بزهکارانه در سنین نوجوانی فراهم و با تجربه‌کردن اولین رفتار‌های بزهکارانه، «پیوند انحرافی» شکل گرفته و این پیوند در قالب «برچسب» به شکل‌گیری هویت مجرمانه منجر می‌شود. فشار‌های ساختاری، فقر و بیکاری، عدم ارضاء نیاز‌ها در خانواده، فشار ناشی از فقدان احساس تعلق به خانواده، همبستگی و فقدان حمایت اجتماعی، موجب احساس فشار و سرخوردگی در افراد می‌شود که کنش مجرمانه در اصل واکنشی به شرایط مذکور است.

کلیدواژه‌ها