کارکردهای آموزش و پرورش در پیشگیری از جرم

نویسندگان

چکیده

کنترل و کاهش بزهکاری مرهون تلاشهای همبسته و فزایندهای از طرف نهادهای مختلف اجتماعی است که در این میان استفاده از دست آوردها و تجربیات علمی و عملی همه نهادهای داخلی از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار است. آموزش و پرورش به عنوان نهاد غیرمستقیم پیشگیری کننده از جرم از این قائده مستثنی نیست و نیاز مبرم به همکاری و ارتباط میانسازمانی، برای رسیدن به اهداف مهم خود دارد. بالا بودن میزان بزهکاری بیش از آنکه به عوامل محیطی یا اقتصادی وابسته باشد، نشان از یک آموزش و پرورش ضعیف دارد (حسینپور، 1390: 95). زیرا این نهاد وظیفه آموزش و پرورش انسان-های آینده یک کشور را بر عهده دارد. آموزش و پرورش هر کشوری نشاندهنده فرهنگ و عادات همان مرز و بوم است، اما نباید از نظر دور داشت که فرآیند تعلیم و تربیت در عین بومی بودن میبایست سیال، روان و جاری باشد، یعنی بتواند با استفاده از جریان های فکری بیرونی خود را باز تولید کند. همینطور این نهاد میبایست خود را بیش از آنچه امروز در جریان است وقف برنامههای کاهنده جرایم در جامعه نماید. در این راه خطیر استفاده از برنامهها، رویههای عملی و تجربیات آموزشی کاهنده جرایم کشورها و سازمانهای بینالمللی باید در رأس همه امور باشد همچنین ایجاد گفتمانهای پیشگیرانه در این نهاد اگر با پارادایمهای جرمشناسانه هماهنگ گردد میتواند بسیار مفید و سودمند باشد.
کارکردهای آموزش و پرورش در سه بخش مهم فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی تقسیم میشود که این کارکردها هر کدام به نوعی میتواند به صورت آموزشهای پایهای در آموزش و پرورش با هدف کاهندگی جرایم در جامعه تعلیم داده شوند و در درازمدت تأثیر بالایی در کاهش بزهکاری داشته باشند. این مقاله به صورت کتابخانهای تدوین شده و سعی نموده کارکردهای مهم آموزش و پرورش در پیش-گیری از جرم را به صورت دقیق بررسی کند و در این رابطه پیشنهاداتی را ارائه دهد.

کلیدواژه‌ها