بایسته‌های میانجی‌گری کیفری در بوته سیاست تقنینی نوین ایران (با تاکید بر قانون آیین دادرسی کیفری و آیین نامه‌ی میانجی‌گری کیفری)

نویسندگان

چکیده

با عنایت به برخی ناکارآمدی‌های نظام الزامی بودن تعقیب، مقنن در قانون آیین دادرسی کیفری 1392 تلاش نموده است که با توجه به تحولات بزه دیده شناسی و علوم جرم‌شناختی بازپروری مجرمین از نظام الزامی بودن تعقیب و مجازات مجرمین به نظام موقعیت داشتن تعقیب گرایش پیدا نموده و در این راستا میانجی‌گری کیفری به عنوان مهمترین پارادایم آن شناخته می‌شود. برخی از نویسندگان با واکاوی قوانین کیفری، عدالت ترمیمی را جایگزینی مناسب جهت رسیدگی به جرم دانسته‌اند و پژوهش فوق پس از بررسی دیدگاه‌های این دسته از نویسندگان مدعی آن است که رویکردهای ترمیمی در قانون آیین دادرسی کیفری می‌تواند نظام الزامی بودن تعقیب را مبدل به نظام موقعیت داشتن تعقیب نموده و در این راستا نهاد میانجی‌گری مقرر در ماده 82 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392، مطلوب‌ترین نهاد جایگزینی تعقیب محسوب می‌شود. در نتیجه می‌توان گفت که با اجرای نهادهای ترمیمی موجود در قانون فوق الذکر می‌توان شاهد کاهش بار پرونده‌های کیفری، رسیدگی سریع‌تر به آنها، اجرای بهتر عدالت در راستای کاهش خسارات ناشی از جرم، باز اجتماعی شدن بزهکاران در جامعه و آثار دیگر بود.

کلیدواژه‌ها